دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز همیاد باد آن کو به قصد خون ماعهد را بشکست و پیمان نیز همدوستان در پرده میگویم سخنگفته خواهد شد به دستان نیز همچون سر آمد دولت شبهای وصلبگذرد ای تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52


دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان...
"عید نوروز بر شما مبارک"
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52
تو چنین نبودیتو چنین چراییچه کنی خصومت، چو از آن ماییدل من ببردیبه کجا سپردینه جواب گویی، نه دهی رهایی... مولانا تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52
خلاف شرط محبت چه مصلحت دیدیکه برگذشتی و از دوستان نپرسیدیگرفتمت که نیامد ز روی خلق آزرمکه بیگنه بکشی از خدا نترسیدیبپوش روی نگارین و موی مشکین راکه حسن طلعت خورشید را بپوشیدیمحل و قیمت خویش آن زمان تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52
گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو ورنه که رهی عاشق و تنها است بگو گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو مولانا تو همانی که دلم لک زده لبخندش را......
ما را در سایت تو همانی که دلم لک زده لبخندش را... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:52